بسم الله ای شمس الضحی

روز میلاد شمس الشموس و مطابق با ٨/٨/٨٨ این وبلاگ ثبت شد.

/ 118 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
polly

آره دیگه دو تا شدم. یکی خود قبل از چهارشنبه ام. یکی دیگه هم خود بعد چهارشنبه ام. به این می گن دوگانگی شخصیت هنوز به اون مرحله کرفسی نرسیدم. شاید یه چند روز دیگه ام خیال کنم کرفسم![کلافه][خوشمزه][ابله]

هدی

دنیای محبوب من خیلی کوچک است ، خیلی . توی دنیای کوچک من به جای بوی دود و دم ، بوی باران می آید . توی دنیای محبوب من هیچ دوشنبه ای وجود ندارد و هیچ امتحان هندسه ای حق ندارد اعصاب من را خرد کند . آن جا کسی وقت کم نمی آورد و کسی عصبانی نمی شود. کسی سردرد نمی گیرد و کسی حوصله اش سر نمی رود . کسی لبخند دروغین نمی زند و کسی اخم نمی کند . بین خودمان بماند ، آنجا کسی یادداشت روزانه هم نمی نویسد . دنیای من اگر چه کوچک است اما در عوض آدم های بزرگی دارد که کودکان درونشان هنوز زنده اند . هیچ زبان ترمی ای به خودش اجازه نمی دهد وارد دنیای کوچک من شود . آنجا همه فارسی حرف می زنند . اگر کسی سرش را دوست می دارد از گفتن یک ok هم خودداری می کند . توی دنیای کوچک من یک خانه ی کوچک هم وجود دارد که یک حیاط بزرگ دارد با یک حوض آبی . توی حوض آبی حیاط بزرگ خانه ی کوچک من هیچ ماهی ای موجود نیست . چون من با دیدن ماهی چندشم می شود . عوضش دنیای من پر است از آهو ها و خرس های قطبی. دنیای عزیز من دل هیچ کسی را نمی شکند و اشک هیچ نازنینی را در نمی آورد . آنجا، جایی است که اگر کسی برای خودش شعر بخواند اسمش روانی نمی شود ،

هدی

ادامه: ، اگر کسی جلوی آینه با خودش حرف بزند دیوانه نام نمی گیرد . اگر بی بهانه زیر گریه بزند خل خوانده نمی شود و اگر دلش سکوت و آرامش بخواهد افسرده صدایش نمی کنند. اگر عاشق باشد مجنون نامیده نمی شود و اگر شیدا باشد شهره به بی شعوری نمی گردد !اصلا اگر دیوانگی و جنون افسردگی به این چیز ها باشد در دنیای کوچک من همه دیوانه اند ، دیوانه ی دیوانه ی دیوانه ... دنیای من تیمارستان است...

هدی

موضوع انشا:‌دنیایی که دوست دارمه. نظرتون چیه؟ .... این پرشین بلاگم یاد گرفته کد امنیتی بذاره ....مسخره بازی[عصبانی]

عارفه

چه تاریخچه ی جذابی داره دوستی شما با خانوم قریب شاه! یه خبر خیلی خوب!فردا دوما دینی دارن! یه خبر خوب!کلاس ما خیلی بامزه شده! یه خبر!_%(&(+#+!($+($()#!@%این رشته ی اعصاب منه!

polly

سلام علیکم![نیشخند] من با این رفیقان شفیق بودم که فقط این جا می شه پیداشون کردن خانمای بی معرفت یه نظر هم به من نمی دن! واقعا که![قهر] بابا این جا که کد امنیتی نداره این هدی توهم زده![ابرو] ما که انشا ننوشتیم(یه جوری حرف می زنم انگار دائم در حال نوشتن تکلیف انشا هستم![خنثی]) دلمان می خواست گنده توی صفحه بنویسیم دنیای ما همین جاست با یک تفاوت کسی توی اون دنیا کسی رو بدون دلیل متهم نمی کنه...که خودش متنش رو ننوشته![قهر] حیف که...بی خیال! عارفه راست می گه دوما فردا دینی دارن!(چه جالب!) پس چی می گه این میرزایی خانم غریب شاه سانتافه داره! وا...![ابرو] حالا دلمون خوش بود یکی از معلمامون سانتافه داره کلی داشتیم شادی کردیم حیف شد...![شرمنده] خب دیگر ما برویم پی کارمان دوشنبه خوبی داشته باشیم! ما که انشاالله داریم... راستی هندسه! خانم رحمانی پور امروز صبح اومدن گفتن این مشکل هندسه فقط مشکل من و شماست و کاری نمی شه باهاش کرد و باید سر کنید و نمره هاتون هم اصلا بد نبود(این آخری دیگه جک بود! منی که می دونم 4 تا سوال رو جواب ندادم نمره ام خوب بشه) حالا بدبختی سر این است که این نمره با نمره ی حساب جمع می شه! حالا ما

polly

که حسابمون رو خوب دادیم تکلیفمون چیه؟ از هندسه متنفرم! وقعا ازش متنفرم! من راضی ام خانم شریفی معلممون بشه ولی دیگه این کلاس نشینم! واقعا که......[ناراحت] [بغل]